واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 6594
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
contact point, point of proximal contact, contact area
ناحیه‌ای از سطح مجاور یک دندان که با دندان کناری خود در تماس است متـ . سطح تماس 2 2 contact surface
حوزه موضوعی: پزشکی-دندان‌پزشکی
contact potential difference
کمیتی حاصل از تقسیم اختلاف تابع کارهای دو جسم درحال‌تماس بر بار الکترون
حوزه موضوعی: فیزیک‏
contact rail
third rail
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل ریلی
contact roughing filter
roughing filter
حوزه موضوعی: مهندسی محیط‌زیست و انرژی
contact surface 1
بخشی از سطح ریل سوم که اتصال الکتریکی را برقرار می‏کند
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل ریلی
contact surface 2
نگاه کنید به: نقطۀ تماس
حوزه موضوعی: پزشکی-دندان‌پزشکی
contact surface 3, contact 3
صفحه یا سطح تماس نامنظم بین دو گونه یا دو سن مختلف سنگ متـ . همبَری 2
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
contact time
نگاه کنید به: مدت دم‌آوری
حوزه موضوعی: علوم و فنّاوری غذا- قهوه‌پژوهی
تار نوری با نوک اندودشده که براثر عبور نور لیزر داغ می‏شود و در هنگام تماس می‏سوزاند
حوزه موضوعی: فیزیک- اپتیک
contact wire
سیمی از سامانۀ انتقال انرژی بالاسری که نیروی برق قطار را ازطریق اتصال شاخک برق‌رسان به آن تأمین می‌کند
حوزه موضوعی: حمل‌ونقل ریلی
contactless card
کارتی که تراشه‌ای در درون آن تعبیه شده و برای انتقال داده‌های آن کافی است آن را به پایانه نزدیک کرد
حوزه موضوعی: مهندسی مخابرات
contactless technology
فنّاوری موجود در رسانه‌هایی که فقط باید آنـها را از مـقابل دستگاه خوانش‌ـ نویسش (read-write unit) گذراند یا به آن نزدیک کرد و دیگر نیاز به قرار دادن آنها در شکاف دستگاه نیست
حوزه موضوعی: مهندسی مخابرات
contagion
انتقال عفونت ازطریق تماس مستقیم یا انتشار قطرک‌ها یا اشیای آلوده‌
حوزه موضوعی: علوم سلامت
contagious
ویژگی بیماری واگیرداری که مستقیماً از یک میزبان به میزبان دیگر منتقل میشود
حوزه موضوعی: علوم سلامت
contagious failure
نوعی خرابی که احتمال سرایت آن به دستگاه مجاور وجود دارد
حوزه موضوعی: علوم نظامی
contained use
containment 1
حوزه موضوعی: علوم و فنّاوری غذا‏
جعبۀ فلزی بزرگی با ابعاد استاندارد که کالا در آن قرار داده می‏شود و آن را به‌وسیلۀ قطار یا کشتی یا هواپیما یا کامیون حمل می‏کنند؛ همچنین کامیونی که چنین جعبه‏ای را حمل کند
حوزه موضوعی: مشترک حمل‏ونقل
محفظه‌ای برای نگهداری و جابه‌جایی و حمل وسایل و ابزارها و انواع مواد
حوزه موضوعی: مهندسی بسپار- مجموعة بسته‌بندی
کشتی‌ای که برای حمل هم‌زمان دوبه و بارگُنج طراحی و ساخته شده است
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container base 1
container terminal
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container base 2
container freight station
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container cam
container door locking bar cam
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container corner casting
container corner fitting
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container corner fitting, container corner casting, corner fitting, corner casting
هریک از بَست‌های هشت‌گوشۀ بارگُنج که از آن برای بلند کردن و جابه‌جایی و روی‌هم‌چینی و مهار بارگُنج استفاده می‌کنند متـ . گوشه‌بَست
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container door header, header bar, container header
قاب بالایی چارچوب درِ بارگُنج
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container door locking bar cam, container cam
بادامک‌هایی در دو سر کلون بارگُنج که با چرخش آنها درِ بارگُنج قفل می‌شود
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container door locking bar, container door locking rod
میله‌ای عمودی که در بادامک‌های بالا و پایین درِ بارگُنج فرومی‌رود و آن را چفت می‌کند
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container door locking rod
container door locking bar
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container door sill
قاب پایینی چارچوب درِ بارگُنج
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی
container end door, end door 1
دری که در دیوارۀ انتهایی بارگُنج تعبیه می‌شود
حوزه موضوعی: حمل‏ونقل دریایی