واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 4788
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
ویژگی بخشی از موسیقی سازی که شبیه به آواز اجرا شود
چَفتۀ لاریزی که درون‌سوی آن مستوی است
canted tie plate,canted plate
زینچه‌ای با سطح شیب‌دار 1 به 20 که برای استقرار زاویه‌دار ریل به ‌سمت میان‌تار (centre of the track) آن به کار می‌رود
مربوط به چشم‌گوشه
گرده‌افشانی توسط سوسک
برش گوشۀ چشم یا رباط گوشۀ چشمی به روش جراحی
هریک از دو گوشۀ بیرونی و درونی چشم
cantilever beam, cantilever
تیری که یک‌ سر آن گیردار و سر دیگر آن آزاد باشد متـ . تیرطره
cantilever bridge
نوعی پل که تنها از یک سمت دارای نگهدارنده است
قسمتی از قطعۀ موسیقی که برای اجرای آواز در نظر گرفته شود
cantrail
خطی فرضی در طول خط‌نورد مسافری که نشان‌دهندۀ فصل مشترک حد بالایی بدنه و انحنای سقف است
دره‌ای کشیده و عمیق و نسبتاًً باریک با دیواره‌های پرشیب که اغلب رودی در کف آن جریان دارد
باد کوهستانی ژرف‌درّه
cap 2
نمادی به شکل ∩ که برای نشان دادن اشتراک دو مجموعه به کار می‌رود
cap sheet
نگاه کنید به: dope sheet
capabilities, abilities, possibilities
قابلیت‌های لازم جهت اجرای راهکار تعیین‌شده برای هدفی ویژه
capable fault
گسلی که لغزش ناگهانی در امتداد آن ازنظر مکانیکی امکان‌پذیر است
capacitance
نسبت بار الکتریکی ذخیره‌شده بر روی یکی از صفحه‌های خازن به اختلاف پتانسیل میان دو صفحۀ آن
capacitance box
مجموعه‌ای از خازن‌ها و کلیدها که برای تنظیم ظرفیت در مدار به کار می‌رود
capacitance bridge
پلی الکتریکی برای اندازه‌گیری ظرفیت مجهول با مقایسه با خازنی معلوم
capacitance hat
شبکه‌ای سیمی که برای افزایش پهنای نوار یا کاهش بسامد تشدید، آن را روی آنتن قرار می‌دهند
capacitive coupling
انتقال انرژی از یک مدار به مدار دیگر با استفاده از خازن
capacitive diaphragm
رسانایی تخت که در موج‌بر قرار می‌گیرد تا در آن واکنایی خازنی (capacitive reactance) ایجاد کند
دو یا چند خازن که به‌طور متوالی با منبع تغذیه قرار می‌گیرند تا ولتاژ منبع را به نسبت عکس ظرفیت‌شان تقسیم کنند
capacitive load
بار وسیلۀ مصرف‌کننده‌ای که می‌توان آن را با خازن یا ترکیب خازن و مقاومت نشان داد
افزایش یا کاهش بسامد تشدید آنتن که با قرار دادن خازن ثابت و آنتن در مدار متوالی حاصل می‌شود
capacitive proximity sensor
نزداحسگری که می‌تواند حضور هر جسم جامدی را که بر ظرفیت خازنی نسبی آن نسبت به زمین اثر بگذارد، تشخیص دهد
capacitive reactance
واکنایی ناشی از ظرفیت یک خازن یا مدار که برابر با معکوس حاصل‌ضرب ظرفیت در بسامد زاویه‌ای است
capacitive window
میان‌بند رسانایی که در موج‌بر قرار داده می‌شود تا در طول‌موج‌بر، پذیرفتاری خازنی پدید آید