واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 3432
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
paralytic2
فرد مبتلا به فلجی
مربوط به پارامغناطیس متـ . پارامغناطیس 2
ماده‌ای که فقط در حضور میدان مغناطیسی خاصیت مغناطیسی از خود نشان دهد؛ همچنین خاصیت چنین ماده‌ای
paramedian plane, planum paramedianum
صفحه‌ای موازی و نزدیک به صفحۀ میانی که بدن را به دو بخش غیرمساوی راست و چپ تقسیم می‌کند متـ . صفحۀ پیراسهمی parasagittal plane
parameter
هر عنصر یا جزء مهمی که سامانه‌ای را تعریف می‌کند و کار آن را تعیین یا محدود می‌کند متـ . مؤلفه
ادامۀ غشای زیرسروزی (subserouscoat) بخش فوقانی گردن زهدان در بین لایه‌های متصل به اندام‌های مجاور و ضمائم زه‌لاد
نیروها یا گروه‌هایی که متمایز از نیروهای مسلح یک کشور هستند، اما سازمان و تجهیزات و آموزش و نوع مأموریت آنها شبیه به نیروهای نظامی است
paramolar, accessory buccal cusp, paramolar tubercle, supernumerary molar
دندان‌ اضافی‌ کوچکی‌ که‌ در کنار دندان‌های‌ آسیا و اغلب‌ در فک‌ بالا می‌روید
در نشانه‌شناسی موسیقی، ویژگی پدیده‌های مرتبط با موسیقی که به‌طور مستقیم با مادۀ موسیقایی یا بیان موسیقایی ارتباط ندارند
paranephric 1, paranephros
مربوط به برگُرده
مربوط به ناحیۀ نزدیک به کلیه، ولی خارج از پوشش آن و در فضای صفاقی
paranephros
نگاه کنید به: paranephric 1
حالتی که در آن فرد باورهای نادرست دارد و بر مفروضات اشتباه تکیه می‌کند که ممکن است در نتیجۀ شدت یافتن آن هذیان و توهم‌هایی در او پدید آید مبنی ‌بر اینکه دیگران علیه او توطئه می‌کنند یا می‌خواهند به او آسیب برسانند
paranoiac
فرد دچار بدگمانی
paranoid delusion
هرگونه باور نادرست که فرد اعتقاد راسخ به آن داشته باشد و علی‌رغم وجود شواهد مغایر، از آن دست برندارد
اختلالی که مشخصۀ آن آشفتگی فکری معطوف به گزند و آسیب است، ولی آشفتگی عمدۀ شخصیتی در آن موجود نیست
paranoid personality
نوعی شخصیت که مشخصۀ آن بدگمانی و احتیاط بیش‌از‌حد در مقابل دیگران و اعتقاد به خطرناک بودن اغلب افراد است
اختلالی که مشخصۀ آن هذیان بدگمانی است و شدت و پیچیدگی آن به اندازۀ اختلال هذیانی یا روان‌گسیختگی بدگمانی (paranoid schizophrenia) نیست
تمایل به بی‌اعتمادی و باورهای بدگمانانه و دید منفی نسبت به خود و دیگران
دیوارۀ دفاعی خاکی برای حفاظت در برابر آتش توپخانۀ دشمن
صورت کوتاه‌شدۀ امضا؛ امضای پیش‌نویس قرارداد یا نامه
paraphilia
نوعی اختلال جنسی که در آن رفتارها یا تخیلات نامعمول و غریب برای تهییج جنسی لازم است متـ . کژکامی جنسی
paraphiliac 1
فرد دچار کژکامی
paraphiliac 2
مربوط به کژکامی
فلج پاها و اعضای تحتانی بدن
paraplegic 1, paraplectic 1
ویژگی فرد مبتلا به دوپافلجی؛ مربوط به دوپافلجی
paraplegic 2, paraplectic 2
فرد مبتلا به دوپافلجی
parapraxia
نگاه کنید به: parapraxis
parapraxis, parapraxia
خطایی که گمان می‌رود بیانگر آرزوها و نگرش‌ها و تکانه‌های ناخودآگاه است متـ . لغزش فرویدی
parasagittal plane
به‌کاربرید به‌جای: صفحۀ پیرامیانی