واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 995
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
ماده‌ای که با افزوده شدن به ماده‌ای دیگر، مقاومت آن ماده را در برابر حملات زیان‌بار محیط‌های اکسنده افزایش می‌دهد
oxidation number
شمار الکترون داده یا الکترون گرفتۀ یک اتم در هنگام تولید کاتیون یا آنیون
oxidation potential
مقدار افت پتانسیل هنگامی‌که یک اتم یا آنیون یا کاتیون در یک برق‌کاف در حالت استاندارد الکترون از دست می‌دهد
oxidation-reduction potential, redox potential, half-cell potential,electromotive force, emf
پتانسیل نسبی یک واکنش برق‌شیمیایی/ الکتروشیمیایی در وضعیت جریان صفر
مربوط به اکسایش
واکنش شیمیایی یا زیست‌شیمیایی که به تشکیل ترکیبات قهوه‌ای‌رنگ در مواد غذایی منجر می‌شود و در آن اکسایش نقش اساسی را ایفا می‌کند
oxidized flavour
گشته‌طعم ناشی از اکسایش روغن‌ها که در طیف گسترده‌ای از مواد غذایی ایجاد می‌شود
روشی برای سنجش سطح اشباع اکسیژن خون بر مبنای خواص جذب نور
نوعی جوشکاری که در آن با گرمای حاصل از احتراق استیلن با اکسیژن بدون اعمال فشار بین قطعه‌ها اتصال ایجاد می‌شود
oxyfuel gas cutting, OFC, burning1
نوعی برشکاری اکسیژنی که در آن گرمای موردنیاز از واکنش شیمیایی اکسیژن و گاز سوختنی به ‌دست می‌آید
oxyfuel gas welding, OFW, gas welding
نوعی جوشکاری که در آن با گرمای حاصل از شعلۀ اکسی‌سوخت‌ گازی قطعات درهم ممزوج می‌شوند
oxygen arc cutting, OAC, arc oxygen cutting
نوعی برشکاری اکسیژنی که در آن قوس بین قطعۀ کار و الکترود لوله‌ای مصرف‌شدنی را اکسیژنی به وجود می‌آورد که از درون لولۀ الکترود بر روی قطعۀ کار فرستاده می‌شود
مجموعه‌ای از واکنش‌های گداخت هسته‌ای که در طی آن اکسیژن به عناصر سنگین‌تر ازجمله سیلیسیم تبدیل می‌شود
oxygen concentration cell
به‌کاربرید به‌جای: پیل اختلاف هوادهی
oxygen cutting, OC 2, flame cutting, gas cutting, oxygas cutting
نوعی برشکاری گرمایی که در آن ذوب و برداشتن فلز با استفاده از گرمای حاصل از واکنش شیمیایی بین اکسیژن و فلز پایه انجام می‌شود؛ در این نوع برشکاری گرمای قوس یا شعلۀ اکسی‌سوخت گازی یا منابع دیگر دمای موردنیاز اولیه را تأمین می‌کنند
اختلاف بین غلظت اکسیژن محلول یک محیط آبی و غلظت اشباع آن
oxygen saturation value
حداکثر غلظت اکسیژن محلول در تعادل با هوا، در سامانه‌های طبیعی، یا با اکسیژن خالص، در سامانه‌های تصفیۀ فاضلاب با اکسیژن، که به دما و فشار جزئی اکسیژن و شوری محلول بستگی دارد
oxygen scavenger
نوعی مادۀ شیمیایی افزودنی به محیط‌های آبی که با واکنش با اکسیژن و زدودن آن از محیط و افزایش قطبش کاتدی ناشی از اکسیژن، موجب کاهش خوردگی می‌شود
نتیجۀ هوادهی به آب که براثر آن مقداری از اکسیژن هوا به آب وارد و در آن حل می‌شود
مقدار اکسیژنی که در اکسایش بیوشیمیایی مصرف می‌شود
گونه‌ای از تیرۀ اردکیان و راستۀ غازسانان با جثۀ متوسط، گردن کوتاه، منقار بزرگ و دم بلند و محکم که دمش را بر روی آب بالا نگه می‌دارد
افزودن ازون به آب یا فاضلاب یا هوا برای گندزدایی و واپایش بو یا اکسایش مواد آلی
ozonation 2
ترکیب مولکول اکسیژن با اتم اکسیژن و تشکیل ازون در جوّ زمین
دستگاهی که ازون را به آب اضافه می‌کند
یکی از شکل‌های اکسیژن به رنگ آبی با بویی تند به فرمول O3
ترک‌خوردگی سطح قطعۀ فلزی یا غیرفلزی تحت کششی که در معرض ازون قرار دارد
تشکیل ترک بر سطح لاستیک تحت کششی که در معرض ازون قرار دارد
ozone depletion
تبدیل ازون استراتوسفر به اکسیژن که باعث کاهش غلظت ازون شود
قسمتی از لایۀ ازون که نازک شود و پرتو ماوراءبنفش نور خورشید از آن عبور کند
به‌کاربرید به‌جای: ازون‌سپهر