واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 2360
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
فرایند تشکیل و حرکت ماگما و تبدیل آن به سنگ آذرین
نظریه‌‌ای که براساس آن بیشتر سنگ‌های گرانیت موجود در زمین حاصل تبلور ماگما هستند، نه محصول فرایند گرانیتی ‌شدن
قطعه‌ای از مادۀ فرومغناطیس یا فری‌مغناطیس که در آن حوزه‌های مغناطیسی به گونه‌ای ردیف شده‌اند که در خارج از آن قطعه، میدان مغناطیسی خالص به وجود می‌آید
magnetic annual variation,annual magnetic variation
تغییر زمانی منظم و کوچک میدان مغناطیسی زمین پس از حذف تغییرات سده‌ای مقادیر میانگین ماهانه
انحراف میدان مغناطیسی زمین از میانگین میدان مغناطیسی پیرامون
magnetic azimuth
[ژئوفیزیک] سمت نسبت به شمال مغناطیسی [مهندسی نقشه‌برداری] زاویۀ میان صفحۀ قائم گذرنده از شیء مشاهده‌شده و صفحۀ قائم گذرنده از عقربۀ مغناطیسی آزاد معلق
سطح زبرین لایه‌های سنگی گسترده با پذیرفتاری مغناطیسی زیاد
زاویه‌ای که نسبت به شمال و جنوب مغناطیسی سنجیده می‌شود و با قید شرقی یا غربی نسبت به نصف‌النهار بیان می‌شود
آرایشی از میدان‌های مغناطیسی که می‌توان در آن پلاسمای با دمای زیاد را برای مدت‌زمان طولانی نگه ‌داشت
magnetic ceramic
گروهی از الکتروسرامیک‌ها (electroceramics) که ویژگی‌های مغناطیسی دارند متـ . سرامیک مغناطیسی
به‌کاربرید به‌جای: نیروی وادارنده
نگهداری پلاسما در ناحیه‌ای از فضا با استفاده از میدان مغناطیسی
روشی برای سرد کردن مواد پارامغناطیسی تا دمای k و3 -10 در مجاورت میدان مغناطیسی متـ . وامغناطش بی‌دررو adiabatic demagnetization
هرگونه روش نظری تاریخ‌گذاری زمان‌سنجشی که در آن از بازماند حرارتی مغناطیسی گروه معینی از مواد باستان‌شناختی استفاده می‌شود
زاویۀ میان نصف‌النهار مغناطیسی و محور صفحۀ قطب‌نما
سامانه‌ای شامل یک قطب مغناطیسی شمال و یک قطب مغناطیسی جنوب با فاصلۀ کمی از یکدیگر
magnetic diurnal variation, magnetic daily variation
نوسان میدان مغناطیسی زمین در دورۀ تقریبی یک شبانه‌روز
زاویۀ انحراف یا زاویۀ میل یا شدت مغناطیسی در هر نقطه بر روی سطح زمین
مکان هندسی نقاطی روی سطح زمین با میل مغناطیسی صفر
میدانی برداری که در هر جا که نیروهای مغناطیسی حضور داشته باشند، برقرار است
magnetic inclination
زاویۀ میان مؤلفۀ افقی و راستای میدان مغناطیسی کل
magnetic induced-polarization method, MIP
اندازه‌گیری پدیدۀ قطبش القایی با آشکارسازی تغییرات میدان مغناطیسی در نزدیکی جسم قطبیدۀ الکتریکی زیرسطحی
magnetic latitude
فاصلۀ زاویه‌ای شمالی یا جنوبی از استوای مغناطیسی
انحراف میدان مغناطیسی مکانی معین از میدان میانگین اطراف
magnetic map, magnetic chart
نوعی نقشۀ خاص‌منظوره که پراکندگی یکی از عناصر مغناطیسی را سده‌به‌سده نشان می‌دهد
magnetic materials
گروهی از مواد فلزی و سرامیکی با رفتار فرومغناطیسی
خطی که در هر مکان بر راستای میدان مغناطیسی زمین منطبق باشد
مینی که در میدان مغناطیسی هدف عمل می‌کند
ویژگی حوزۀ مغناطیسی یا جسم مغناطیسی که برابر است با حاصل قسمت‌ بیشینۀ گشتاور بر القای مغناطیسی
ذره‌ای فرضی که فقط یک قطب مغناطیسی داشته باشد