واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 377
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 60646
نام قدیمی برگۀ یخ (ice sheet) گرین‌لند
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
یخی که بر سطح دریاچه تشکیل شده باشد
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
یخی که بر سطح رودخانه تشکیل شده باشد
حوزه موضوعی: جغرافیا، علوم جَوّ
دریایخی با ضخامت بیش از بیست سانتی‌متر و عمر کمتر از یک سال که پس از تشکیل یخ جوان پدید می‌آید
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
نگاه کنید به: زمین‌یخ
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
subterranean ice,underground ice
نگاه کنید به: زمین‌یخ
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
white ice
یخی که ظاهر سفید آن ناشی از وجود حباب در داخل یخ است
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
نگاه کنید به: خاکه‌بلور
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
acicular ice
یخ آب شیرین با تعداد زیادی بلورهای بلند و لوله‌های توخالی به‌ شکل‌های متغیر با آرایۀ لایه‌ای و دارای حباب هوا
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
glaze ice, clear ice
پوششی از یخ معمولاً شفاف و هموار
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
نوعی دریایخ واپاشیده متشکل از منشورها یا استوانه‌های یخی که راستای آنها عمود بر سطح یخ اصلی است متـ . یخ قلمی penknife ice
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
milky ice
نوعی یخِ حاصل از یخ‌زنی هواگرد در حالت بینابینی یخ شفاف و یخ مات که در دمای 4- تا 15- درجۀ سلسیوس تشکیل می‌شود
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
زمین‌یخِ مناطق همیشه‌یخ‌بندان یا مناطقی که دمای امروزی آنها برای تشکیل آن مناسب نیست و در گذشتۀ زمین‌شناختی تشکیل شده است
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
pressure ice
دریایخ یا یخ رودخانه یا یخ دریاچه‌ای که براثر تنش‌های جانبی ناشی از باد یا جریان آب یا جزرومد یا موج تغییر شکل داده است
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
continental ice
نگاه کنید به: یخسار قاره‌ای
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
polar ice1
ضخیم‌ترین شکل دریایخ که عمر آن بین یک تا چندین سال است
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
penknife ice
نگاه کنید به: یخ شمعکی
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
polar-cap ice, polar ice2
یخ‌تود مناطق مرکزی اقیانوس شمالگان
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
توده‌های گِرد و کدر یخ مات، عمدتاً بر روی سطوح قائم، که منشأ آنها مه اَبَرسرد متراکم است
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
پوشش کدر و سفید یخ مات نازک، که معمولاً در مه اَبَرسرد، عمدتاً بر روی سطوح قائم به‌ویژه بر روی نوک و لبه‌های اجسام می‌نشیند
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
نهشتۀ سفید یا شیری‌رنگ و کدر یخ دانه‌ای که براثر یخ زدن فوری قطرات آب اَبَرسرد در برخورد به سطح جسم به وجود می‌آید
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
یخ ناشفاف که به‌ویژه بر روی هواگرد درحال‌پرواز در درون ابر اَبَرسرد، سردتر از 10- درجه سلسیوس، تشکیل می‌شود
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
ice multiplication
فرایند ایجاد شدن ذرات یخِ بیشتر، از یخ‌بلورهای موجود در ابر
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
ماده‏ای که حد واسط بین یخ و برف است
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
firn ice, iced firn
مخلوطی از یخ و یخ‏برف
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
فرایندی که در یخسارها به تبدیل برف به یخ‏برف منجر می‌شود
حوزه موضوعی: زمین‏شناسی
ice crystal
هریک از شکل‌های بلورین یخ بارشی
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
secondary ice crystal
یخ‌بلوری که با فرایندهایی غیر از هسته‌زایی همگن یا ناهمگن تشکیل شده باشد
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
ice-crystal fog
یخ‌‌مِه
حوزه موضوعی: علوم جَوّ
یخ‌های شکستۀ رودخانه که در مجرایی باریک انباشته شده است
حوزه موضوعی: علوم جَوّ