واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 527
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
spandrel 2
در نقوش، سطح سه گوش بین نقوش منحنی و قاب آنها
spandrel 3
سطح سه‌گوش بین برون‌سوی قوس یا چَفته و قاب آن، یا بین برون‌سوی دو قوس یا چَفتۀ مجاور و قاب آن
lip 2, vee
برآمدگی تیز و V شکل درز مضاعف در پایین محل درز
napperon, slip cloth
رومیزی کوچکی که برای تمیز نگه داشتن رومیزی بزرگ‌تر بر روی آن می‌اندازند
quarter window, valence window, quarter glass, quarter light, vent window
پنجرۀ شیشه‌ای کوچکی عموماً در انتهای در عقب و بالای چرخ عقب خودرو
قطعه‌ای از راه که برای همساز شدن جهت و سرعت حرکت وسایل نقلیۀ ورودی با جهت و سرعت حرکت وسایل نقلیۀ راه اصلی ساخته شود
مکانی که از لبۀ چپ خط حرکت مستقیم شروع می‌شود و تا جایی که عرض خط انتظار گردش به چپ کامل می‌شود، ادامه می‌یابد متـ . لچکی خط انتظار
departure taper
فاصلۀ بین نقطه‌ای که از آنجا خودروهای دورشونده از تقاطع به سمت چپ هدایت می‌شوند تا نقطه‌ای که این راه با راه اصلی موازی می‌شود
spandrel 4, stair spandrel
سطح مثلثی یا تقریباً مثلثی زیر پله و کف
quarter window filler panel, quarter light filler panel, window filler, window filler panel
قطعه‌ای غالباً مثلثی‌شکل و معمولاً کدر که برای پر کردن بخش انتهایی پنجرۀ در عقب به کار می‌رود
approach taper
فاصلۀ بین نقطه‌ای که از آنجا خودروهای نزدیک‌شونده به تقاطع تا ابتدای محل خط انتظار به سمت راست هدایت می‌شود
shot break,shot instant, time break
لحظۀ ایجاد موج لرزه‌ای در چشمۀ لرزه
melody
توالی اصوات با دیرش‌های مختلف براساس عرف و ذوق فرهنگی
melody model
یک طرح ذهنی لحنی که خط‌‌مشی تغییرات عینی لحن را تشکیل می‌دهد
leitmotif, leading motive
ایده‌ای موسیقایی که در یک قطعۀ موسیقی، معمولاً اپرا، برای تداعی شخص و شی‌ء و احساس و مانند آن تکرار می‌شود
ترکیب بنیانی و ذاتی لحن یا طرح کلی آن که سرمشق الحان دیگر قرار می‌گیرد
ویژگی نوعی موسیقی آوازی که در آن نحوهای موسیقایی و کلامی در هم تنیده شده‌اند
melodic
منسوب به لحن
solder
آلیاژی با نقطۀ ذوب پایین که معمولاً فلز اصلی آن قلع باشد و برای اتصال قطعات به کار رود
نوعی ایجاد اتصال با استفاده از فلز پرکننده در دمای پایین‌تر از 450 درجۀ سلسیوس و زیر نقطۀ ذوب فلز پایه که در آن نفوذ در اتصال براثر خاصیت مویینگی است متـ . لحیم‌کاری نرم soft soldering
brazing, hard soldering
نوعی ایجاد اتصال با استفاده از فلز پرکننده در دمای بالاتر از 450 درجۀ سلسیوس و زیر نقطۀ ذوب فلز پایه که در آن نفوذ در اتصال براثر خاصیت مویینگی است
← لحیم‌کاری 1
توده‌های کوچکی از ذرات کلوئیدی که از تجمع ذرات ریز معلق پراکنده‌شده در یک سیال به دست می‌آید
به‌کاربرید به‌جای: لخته‌شدگی
به‌کاربرید به‌جای: لخته‌شدگی
deflocculant
ماده‌ای که کلوخه‌های دوغاب را می‌پراکند تا تعلیقه‌ای کلوئیدی یا نزدیک به کلوئیدی ایجاد شود و دوغاب را روان‌تر سازد متـ . روان‌ساز
پراکنش ذرات دوغاب با افزودن مقدار اندکی مواد افزودنی مناسب متـ . روان‌سازی
پلی‌الکترولیت (polyelectrolyte) آلی محلول‌ در آب که به‌تنهایی یا همراه با نمک‌های معدنی توده‌های جامدی ایجاد می‌کند که به‌سرعت در آب یا فاضلاب ته‌نشین می‌شوند
فرایندی که در آن ذرات کلوئیدی پس از انعقاد و ناپایدارشدن ازطریق هم‌زدن آرام به هم می‌پیوندند