واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 2328
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
بخش خارجی سیلندر، به‌ویژه در موتورهای هواخنک که انتقال حرارت از محفظۀ سیلندر به محیط خارج ازطریق آن انجام می‌شود
هریک از دیواره‌هایی که حفرۀ دندان تراش‌خورده را در بر می‌گیرد و براساس سطحی از دندان که در مقابل آن قرار گرفته است نام‌گذاری می‌شود
سطح داخلی سیلندر
watertight bulkhead
در سازۀ کشتی، دیواره‌ای که ضدآب باشد
دیواره‌ای بدون درز که فشار هوای داخل هواگرد را حفظ می‌کند
مرز بین هر سامانه و محیط اطراف که انتقال گرما از آن امکان‌پذیر است
لبۀ بادپناه ابر کلاهکی پوشنی کوهساری که از سوی بادپناه سد کوهستانی دیده می‌شود متـ . کرانۀ گرم‌باد foehn bank
یکی از دیواره‌های حفره که به‌صورت عمودی و در مجاورت بافت مغزه‌ای قرار دارد
یکی از دیواره‌های حفره که موازی سطح برهمایی است و مغزۀ دندان را در سطحی عمود بر محور طولی دندان پوشانده است
ساختمان نسبتاًّ سختی که بر روی غشای درون‌یاخته‌ای برخی از یاخته‌ها قرار گرفته است و کار حفاظت و شکل‌دهی آنها را بر عهده دارد
مجموعه‌ای متشکل از چند نمایشگر متصل‌به‌هم که صفحه‌ای بزرگ و یکپارچه‌ برای پخش تصویر ایجاد کرده‌اند
ادارۀ امور کشور ازطریق تشکیلات متمرکز و مرتبط، براساس نظام سلسله‌مراتبی اداری
bureaucrat
کارمند دفتری دولت که به‌شدت پای‌بند قواعد اداری باشد
1. سطحی که دو محیط نوری مختلف را از هم جدا می‌کند 2. واحد توان هم‌گرایی یا واگرایی در اجزا و سامانه‌های نوری، برابر با عکس فاصلۀ کانونی برحسب متر
وسیله‌ای الکترونیکی برای یک‌طرفه کردن جریان الکتریکی
به‌کاربرید به‌جای: یک‌سوساز پیوندی
تیره‌ای از راستۀ کبوترسانان که بزرگ‌ترین پرندگان دریایی پروازگر هستند با بال‌های بلند و باریک و منقار قلاب‌دار
یکی از قمرهای زحل با عوارض سطحی گوناگون