واژه‌نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی


واژه‌گزینی از کارهای کلیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. شورای این فرهنگستان پس از بررسی،‌ گفت‌وگو، و رای‌زنی‌های بسیار، اصول و ضوابط واژه‌گزینی را بر پایه 60 سال پیشینه واژه‌گزینی در ایران، در نشست پنچاه و هشتم (1373/7/11) و یکصد و پانزدهم (1376/4/2) در نه اصل به تصویب رساند. بر این پایه، تاکنون 13 دفتر با نام «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان» منتشر شده است. این واژه‌ها که تا پایان دفتر سیزدهم به نزدیک 45 هزار می‌رسند، با اجازه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (نامه شماره 306 / 1120 تاریخ 1395/2/6) در اینجا ارائه شده‌اند. در این فرهنگ، تعریف واژه، مترادف، ارجاع،‌ صورت اختصاری واژه بیگانه،‌ و صورت اختصاصی واژه فارسی با قابلیت جست‌وجو در دسترس کاربران است.




a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 2328
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 44787
به‌کاربرید به‌جای: دار دایه
converted timber
داری که به هر نوع محصول تبدیل‌ شده باشد
درختی که شرایط مناسب برای رویش گیاهان بعدی را در عرصۀ جنگل فراهم می‌سازد و آنها را در برابر آسیب‌های محیط حمایت می‌کند متـ . دار پرستار
timber yard
محل نگهداری دار برای ارّه‌بری و خشک کردن یا فروش
مجموع ارزش واقعی و مالی کل مایملک
دارایی‌ها یا زیرساخت‌ها یا قابلیت‌هایی که برای حمایت از تجاری‌سازی و بازاریابی موفق یک نوآوری علاوه بر سرمایه‌گذاری‌های اولیه لازم است
اقلامی از دارایی‌های ترازنامه که انتظار می‌رود در جریان فعالیت بنگاه، در طول یک سال مالی، نقد شوند
هرنوع دارایی یا سند بهادار که فروش آن بدون پایین آوردن قابل‌توجه قیمت ناممکن باشد
هرنوع دارایی که با کمترین کاهش قیمت و به سرعت به فروش برود
دارایی‌هایی که معمولاً در جریان عادی کسب‌وکار فروخته نمی‌شوند و به‌دلیل تأثیر مستقیمشان در فعالیت اقتصادی، نگاه داشته می‌شوند
دارایی‌هایی که نتوان از بابت آنها دریافت مبلغ مشخصی از پول را انتظار داشت
نوعی دارایی که وجود عینی و مشهود دارد
دارایی‌هایی که جدا کردن آنها از اموال غیرمنقول هزینه‌بر نیست
نوعی دارایی که ماهیتی عینی و مشهود ندارد
دارایی‌هایی که به‌سادگی نقد می‌شوند
دستگاهی متشکل از یک یا چند دوّار برای انتقال چوب از پای کنده به انبارگاه
timber mill
ماشین برش در کارخانۀ چوب‌بری
عرصۀ داربری یا چوب‌کشی منتهی به انبارگاه
انتقال اولیۀ چوب از پای کندۀ درخت به انبارگاه جنگل
cable yarding, cable way, cable logging
بیرون بردن چوب از جنگل با استفاده از بافه متـ . داربری کابلی
نوعی داربری با استفاده از چنگک مخصوص
نوعی داربری که در آن تنه‌ها بر روی زمین کشیده می‌شوند
جمع‌آوری و انتقال چوب از دو طرف خط داربری
نوعی داربری که در آن انتهای تنه‌های درخت در تمام یا قسمتی از مسیر داربری با زمین تماس دارد
نوعی داربری که به‌وسیلۀ بافۀ هوایی یا بالون یا بالگرد انجام می‌شود
dendritic polymer
1. بسپاری با هسته‌ای مشخص که در پیرامون آن اجزایی به‌صورت متمرکز و منظم قرارگرفته‌اند 2. بسپاری با ساختار شاخه‌ای منظم
سازه‌ای موقت که در هنگام ساخت ساختمان از آن استفاده و پس از پایان کار برداشته می‌شود
ساختار سه‌بعدی مصنوعی که نقش زمینۀ برون‌یاخته‌ای را برای رفتارهای یاخته‌ای و بازسازی بافت ایفا می‌کند
وسیله‌ای کمکی که پشت چوب‌کش یا بر روی آن نصب میشود و گرده‌بینه‌ها را از زمین بلند می‌کند