واژه‌نامه اطلاع‌رسانی





a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

شماره واژه‌ها با این حرف: 246
شمار همه واژه‌‌های واژه‌نامه: 5180
MARC
نگاه كنيد به : Machine - Readable Cataloging
واژه اي صنفي كه توسط كتابداراني مورد استفاده قرار مي گيرد كه به طور گسترده با ركوردهاي مارك كار مي كنند و به استفاده از نشانگرهاي محتوايي ( برچسب ها ، نشانگرها ، و كدهاي فيلد فرعي ) به جاي كلمات و عبارات معمول براي اشاره به ناحيه ها و عناصر توصيف كتابنگاشتي ، عادت كرده اند .
هر يك از چهار حاشيه ي خالي اطراف مطلبي كه روي كاغذ يا ورق چاپ شده يا نوشته شده ، و با نام حاشيه ي « بالا » ( top ) يا « فوقاني » ( head ) ؛ حاشيه ي « تحتاني » ( bottom ) ، « زيرين » ( foot ) ، يا « انتهايي » ( tail ) ، حاشيه ي « بيروني » ( outer ) ، « خارجي » ( outside ) ، يا « پيش لبه » ؛ و حاشيه ي « داخلي » ( inner ) ، « دروني » ( inside ) ، « عقبي » ( back ) ، يا « حاشيه ي صحافي » شناخته مي شوند . حاشيه هاي دروني صفحات مقابل به هم نيز « ناوه » يا « حاشيه ي عطف » را تشكيل مي دهند . رابطه ي بين پهناي چهار حاشيه ، عامل مهمي در طراحي يك صفحه ي خوانا و زيبا مي باشد . نسبت هاي استاندارد عبارت اند از : حاشيه ي پاييني دو برابر حاشيه ي بالايي و حاشيه ي داخلي يك دوم يا دوسوم حاشيه ي بيروني . صحافي مجدد ممكن است نيازمند برش زدن حاشيه ي داخلي كتاب باشد . نيز نگاه كنيد به : marginalia
marginal note
نگاه كنيد به : side note
تيترها يا يادداشت هايي كه بر حاشيه هاي يك صفحه ( معمولاً با خط يا حروفي كه از نظر اندازه و سبك با متن تفاوت دارند ) نوشته يا چاپ شده اند . « حاشيه نوشت » پانوشت ها ، كنارنوشت ها ، و گوش نوشت ها را شامل مي شود .
در نشر ، آماده كردن نسخه براي چاپ با تعيين جزئيات قلم ها ، فونت ها ، آراستمان ، . . . با كدهايي كه براي حروفچين يا حروفنگار قابل درك باشد .
markerboard
نگاه كنيد به : whiteboard
شكل افراط آميزي از سرگرمي درباري كه ريشه در ايتالياي دوره ي رنسانس داشت و بخصوص در زمان سلطنت اليزابت اول ، جيمز اول ، و چارلز يكم ( در انگلستان ) رواج داشت . بالماسكه تركيبي بود از موسيقي ، آواز ، رقص و نمايش شاعرانه در قالب نمايش پرشكوهي از لباس ها و صحنه آرايي هاي دقيق و مفصل كه همراه با يك پيرنگ تمثيلي سرسري ، برگزار مي شد و معمولاً يك درونمايه ي اساطيري داشت . اين نام از نقاب هايي ( masques ) كه افراد درباري ( كه ايفاگر شخصيت هاي اصلي بودند ) به صورت مي زدند ، گرفته شده است . اين سرگرمي درباري با انقلاب « پاكدينان » ( پيوريتن ها ) در سال 1642 پايان يافت .
يك اثر جديد ، يا چاپ مجدد از عنواني كه قبلاً به صورت سخت جلد منتشر شده ، و به جاي فروش در كتابفروشي هاي تجاري ، براي فروش در باجه هاي روزنامه فروشي و سوپرماركت ها ، داروخانه هاي بزرگ ، فروشگاه هاي زنجيره اي ، . . . توليد و توزيع مي شود . نسخه هاي اينچنيني معمولاً داراي اندازه ي استاندارد ( 5/17*10 سانتيمتر ) هستند ، و روي كاغذ كم كيفيت چاپ مي شوند ، به روش زودچسب صحافي مي گردند ، و براي فروش به وسيع ترين تعداد ممكن از مخاطبان ، قيمتگذاري مي شوند . از اين قالب به طور گسترده اي براي داستان هاي عامه پسند و ژانر داستاني استفاده مي شود . كتابخانه ها براي كاهش هزينه هاي پستي ، اين نوع كتاب ها را ترجيح مي دهند . مقايسه كنيد با : trade paperback نيز نگاه كنيد به : pulp fiction
mass deacidification
نگاه كنيد به : deacidification
mass media
نگاه كنيد به : media
در بازنگاري به گراور ، استنسيل ، نگاتيو ، يا سندي گفته مي شود كه كپي هايي ( معمولاً بيش از يكي ) از آن گرفته مي شوند . كيفيت نسخه ي مادر بر اثر استفاده ي زياد ، كاهش مي يابد . نيز نگاه كنيد به : generation master negative print master به هنرمند ، نويسنده ، آهنگساز ، يا صنعتگري كه همواره آثاري با كيفيت بسيار بالا خلق مي كند نيز اطلاق مي شود . نيز نگاه كنيد به : masterpiece
در مورد ريزفيلم به نگاتيو نسل اول كه ( از فيلم مورد استفاده براي تصويربرداري حاصل مي گردد ، و ) از آن حداقل يك مادرچاپ توليد مي شود اطلاق مي گردد . نگاتيو اصلي معمولاً در مكاني جداگانه و تحت شرايط كنترل شده نگهداري مي شود و هر چه كم تر مورد استفاده قرار مي گيرد . نيز نگاه كنيد به : camera microfilm service copy
masterpiece
اثر هنري ، فني ، يا نوشتاري كه در سطح جهاني به عنوان اثري كه تجسم بالاترين مهارت يك استاد بزرگ يا گروهي از استادان است شناخته مي شود . يك هنرمند ، آهنگساز ، يا نويسنده ممكن است در طول زندگي خود چند شاهكار خلق كند . مترادف با : chef - d'oeuvre مقايسه كنيد با : magnum opus
چهارگوش يا ستوني كه در هر شماره از يك ادواري چاپ مي شود و عنوان نشريه ، ناشران ، مالك ، ويراستاران ، فاصله ي انتشار ، شابپ ، نرخ اشتراك ، تذكر حق تكثير ، و معمولاً اطلاعات تماس را ارائه مي كند . در روزنامه ، سرصفحه ي ثابت در صفحه ي سرمقاله يا صفحه ي اول مي آيد و در مجلات عمومي و تخصصي ، معمولاً در صفحه ي حاوي فهرست مندرجات ، يا نزديك به آن چاپ مي شود . مقايسه كنيد با : flag نيز نگاه كنيد به : date line
دو قطعه مقوا كه براي نصب يك مطلب چاپي ، عكس ، . . . ، در طول يك لبه به هم لولا شده اند؛ قطعه ي زيرين در حكم پايه ، و قطعه ي بالايي به شكل پنجره اي برش خورده است كه تصوير از ميان آن ديده مي شود . در قاب بندي مرغوب ، مطالب چاپي اغلب با مقواهاي رنگي مختلف ، « دو زهواره » ( double - matted ) و « سه زهواره » ( triple - matted ) مي شوند .
اعانه اي كه توسط مؤسسه ، نهاد دولتي ، يا شخص داده مي شود و مشروط به فراهم آوردن پول و حق السهم كافي از جانب گيرنده ( مطابق با كمكِ اهداكننده ) مي باشد . اگر چه نسبت بين مبلغ اعانه و حق السهم ممكن است متغير باشد ، در بيش تر موارد تا مقدار ثابتي ، دلار به دلار ( به نسبت مساوي ) هستند ، و محدوده ي زماني مشخصي دارند كه در امور مربوط به جذب منابع مالي ، اين محدوديت زماني را بايد مراعات كرد .
material specific details ( MSD )
واژه اي عام براي ناحيه اي از يك ركورد كتابنگاشتي كه براي آن دسته از عناصر مربوط به توصيف كتابنگاشتي كه خاص گونه هاي معيني از مواد ( ارائه ي موسيقايي ، داده هاي رياضي ، و تعيـّنات عددي و/ يا الفبايي ، گاهشمارانه ، يا غير آن ها ) هستند در نظر گرفته شده . اين جزئيات در فيلد 245 از ركورد مارك براي مواد موسيقايي ، فيلد 255 براي مواد نقشه نگاشتي ، و فيلد 362 براي پيايندها ذخيره مي شوند .
material type
گزينه ي موجود براي كاربران بعضي از فهرست هاي درونخطي و داده پايگاه هاي كتابنگاشتي كه محدودكردن نتايج كاوش به موادي را كه داراي قالب فيزيكي خاص هستند ( كتاب ، ادواري ، كاست ويديويي ، مضبوط صوتي ، نقشه ، پارتيتور موسيقي ، . . . ) ميسر مي سازد . در فهرستنويسي ، « نوع ماده » بر مبناي سياهه اي كه توسط كتابخانه ي محلي ( يا نظام كتابخانه اي ) تهيه شده به فقره اختصاص داده مي شود و لزوماً با « نوع فقره » اي كه براي گردش كتاب ، مورد استفاده قرار مي گيرد يكسان نيست . نيز نگاه كنيد به : GMD
materials budget
بخشي از بودجه ي عملياتي كتابخانه كه به خريد كتاب ، رسانه ، پيايند ، و ديگر منابع اطلاعاتي براي استفاده ي مراجعان و كاركنان كتابخانه تخصيص داده شده - در برابر هزينه ي مربوط به حقوق و دستمزدها ، تجهيزات ، تداركات ، و خدمات . بعضي از كتابخانه ها منابع الكترونيكي را در « بودجه ي مواد » شان مي گنجانند ، و بعضي ديگر تخصيص مجزايي دارند .
فيلدي در ناحيه ي « جزئيات مربوط به نوع اثر » از يك ركورد كتابنگاشتي كه در آن ، عناصر رياضي ( مقياس ، برآورد ، مختصات ، . . . ) براي توصيف كتابنگاشتي مواد نقشه نگاشتي وارد شده اند .
matt
نگاه كنيد به : matte
matte
كاغذي كه پرداخت كِدِر و غيربازتابي دارد و نسبت به پرداخت گلاسه ، نگاه كردن به آن براي خواننده راحت تر است ، اما از نظر بصري ، در تصاوير گرافيكي چاپي جذابيت چنداني ندارد . املاي ديگر : matt
در چاپ ، نسخه ي در دست حروفچيني ، يا حروفچيني شده . مطلب « زنده » ( live ) به مطلبي گفته مي شود كه قرار است در چاپ مورد استفاده قرار گيرد . مطلب « مرده » ( dead ) مطلبي است كه مورد استفاده قرار گرفته و آماده ي « به هم ريختن » ( broken up ) است . واژه هاي « مطلب چاق » ( fat matter ) و « مطلب لاغر » ( lean matter ) به « نسبت فضاي خالي يا سطرهاي ناقص در يك صفحه » اطلاق مي شود . چاپچي ها نيز بين مطلب متن و مطالب نمايشي و درشتْ چاپ تفاوت قائل مي شوند . به نسخه اي - به شكل دستنوشته يا ماشين نوشت - كه قرار است چاپ شود نيز اطلاق مي گردد .
يكي از ويژگي هاي محيط رابط گرافيكي كاربر كه به كاربر امكان مي دهد پنجره اي را ( با كليك كردن بر دكمه ي كوچكي در گوشه ي سمت راست بالاي پنجره ) تا بيش ترين اندازه ي ممكن بزرگ كند . متضاد : minimize نيز نگاه كنيد به : multitasking
Mazarin Bible
نگاه كنيد به : Gutenberg Bible
McLuhan , Marshall ( 1911 - 1980 )
استاد ادبيات و فرهنگ دانشگاه تورنتو كه بخاطر نظريات نوآورانه اش درباره ي چگونگي تأثير شيوه هاي ارتباط بر جامعه ، مشهور شد . در سال 1963 ، تحليل وي از تأثير حروف چاپي متحرك بر فرهنگ اروپاي قرن پانزدهم ( The Gutenberg Galaxy : The Making of Typographic Man ) جايزه ي « Governor - General » براي نوشتارهاي انتقادي را از آن خود كرد . در سال 1964 ، « مك لوهان » بخاطر « درك رسانه ها : حدود بشري » ( Understanding Media : The Extensions of Man ) توجه زيادي را در مطبوعات رايج به خود جلب كرد . وي در اين اثر استدلال مي كرد كه رسانه هاي ارتباطي مورداستفاده ي بشر ، درواقع توسعه ي حواس فيزيكي هستند ، كه بنا ماهيت شان ( جدا از محتوايي كه منتقل مي كنند ) تغيير در شيوه ي عملكرد جوامع و در هوشياري بشري را نيز موجب مي شوند . تصريح او مبني بر اين كه « رسانه ، خود ، پيام است » سرانجام جايي براي خود پيدا كرد .
McNaughton Plan
نگاه كنيد به : book lease plan
در حروفنگاري ، خط افقي خيالي كه از امتداد رئوس حروف كوچكِ « ميانً ارتفاع » يك قلم ( كه فاقد حروف فرازين هستند ) عبور مي كند . مترادف با : x - line مقايسه كنيد با : cap line نيز نگاه كنيد به : base line
شكلي از صحافي كه در آن ، برگ هاي نشريه توسط نوعي از سازوكار ( معمولاً سيم يا حلقه هاي پلاستيكي يا فلزي كه از درون سوراخ ها يا شكاف هاي ايجادشده در امتداد حاشيه ي عطف و موازي با لبه ي صحافي گذرانده شده ، يا جاي داده شده اند ) به هم متصل مي شوند تا بازشدن كامل آن مجلد را ميسر كنند . اين گروه ، صحافي آزادبرگي ، صحافي فنري ، و صحافي سيمي را شامل مي شود .